


یاسرقانعی دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی به اتهام واهی اقدام علیه امنیت ملی(بخوانیدتداوم حمایت ازجنبش سبزمردم وجوانان ایران زمین ونمادصالح آن آقای میرحسین موسوی نخست وزیر8سال دفاع مقدس وموردتاییدوحمایت بنیانگذارجمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره))درتاریخ1388/12/14توسطماموران وزارت اطلاعات باحکم بازرسی منزل وبازداشت وی ازسوی قاضی حیدری وبازپرس شعبه903دادگاه انقلاب مشهددستگیر و روانه بازداشتگاه شد.او فرزندعلی قانعی فرمانده دلاوروکم نظیرتیپ2لشگر5نصرخراسان می باشدکه آوازه دلاورمردی هایش درطول8سال دفاع مقدس درمیان رزمندگان آن دوران پرافتخارپیچیده است.نسلی که پاداش جانفشانی های پدران ومادران خویش راازسوی مدعیان امروز و بی هنران دیروزدریافت می کند.اینک به گوشه ای ازمجاهدت ها و مسئولیت های علی قانعی درایام سخت انقلاب ودفاع مردم ایران زمین ازکشورعزیزشان اشاره می کنیم:
1-فرمانده اطلاعات وعملیات لشگر5نص خراسان درجبهه های نبردبادشمنان متجاوزبه خاک میهن اسلامی درزمان فرماندهی سرداردلاورمحمدباقرقالیباف.
2-معاون عملیاتی لشگر5نصردرزمان فرماندهی سردارشهیدسرلشگرنورعلی شوشتری.
3- فرمانده تیپ2جوادالائمه(ع)لشگر5نصردرغرب کشور و کردستان.
4-فرمانده تیپ3انصاالرضالشگر5نصردرجنوب وغرب کشورواستان خراسان جنوبی.
5- فرمانده سپاه شهرستان شیروان درسال های اول انقلاب وجنگ تحمیلی ودارای دیگرمسئولیت های خطیرودشواردفاع مقدس.
شجاعت کم نظیرعلی قانعی درفرماندهی تیم های گشت وشناسائی آرایش یگان های رزمی دشمن درطول دفاع مقدس اوراتبدیل به اسطوره ای شکست ناپذیروبی بدیل کرد.افسوس که ازآن همه تجارب ارزشمنداستفاده مناسب نگردید.اوازنادرفرماندهانی بودکه درانتخابات دوم خرداد١٣٧۶به حمایت ازفرزندفاضل وباتقوای امام خمینی آقای سیدمحمدخاتمی شهرت یافت.اوهم اکنون بازنشسته سپاه وازنزدیکان آقای محمدباقرقالیباف شهردارتهران می باشد.خداوند یارونگهدارمردان بی ادعاومظلوم خواهدبود...به قلم حمیدرضاموحدی زاده ازهمرزمان علی قانعی



فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک میگویم. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، ایرانی میدانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت میکشند و سعی میکنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانیها و خسارت را دادند.سال 89 با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکلگیری این مطالبات بازمیگردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی جناحها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقبگرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا میدانیم.
کلمه:میرحسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و بهار سبز طبیعت پیامی ویدئویی خطاب به ملت ایران صادر کرد. مهندس موسوی سال ۸۹ را سال استقامت و پایداری بر مطالبات برحق و قاونی ملت ایران دانسته و تاکید دارد: سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقبگرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا میدانیم.ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمیتوانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.
پیشاپیش به دلیل آنکه اکثر کاربران اینترنت در ایران از اینترنت کم سرعت استفاده می کنندو کیفیت ویدئو بر اساس توان استفاده ی این عزیزان تنظیم شده است از علاقمندان عذر خواهی می کنیم و خشنودیم که جنبش سبز ایران با پر و بال شکسته پریدن را هنر خود می داند.
به گزارش کلمه متن کامل این پیام ویدئویی به شرح زیر است:
قافله ی به هم پیوسته ی شهدا
فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک میگویم. جا دارد به ویژه از خانواده شهدا و رزمندگانی که برای استقلال کشور دفاع کردند و از خانواده جانبازان و همه کسانی که آسیب دیدند، یاد کنم و شهدا و آسیبدیدگان سال ۸۸، چون این قافله به هم پیوسته است و سرنوشت این شهدا را در طول تاریخ کشور به هم پیوسته میدانم. اگر امروز ایرانی سرافراز و ملتی آزاد داریم ناشی از این فداکاریها و رنجها است.
شهدا زندگان واقعی هستند. نزد خدا روزی می خورند و در سرنوشت ما تاثیر می گذارند. طبیعی است که مردم خواستار حفظ حرمت این خانواده ها باشند.
تبریک به ایرانیان داخل و خارج از کشور ایرانیانی با هویت همبسته
جا دارد به اقشار، اقوام، قومیتها، فرهنگها و جناحها و همه ملت تبریک عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، میدانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت میکشند و سعی میکنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانیها و خسارت را دادند.
در سال جدید یاد و یار خانواده شهدا و آسیب دیدگان باشیم
تا جایی که من اطلاع دارم نسل سوم و چهارم ایرانیان خارج از کشور درست مثل جوانان داخل ایران، در حال فعالیت هستند و در این فرصت سال جدید را به همه آنان تبریک میگویم. خانوادههای آسیبدیدگان و شهدا در این باره نقش والایی داشتهاند و جا دارد ملت عزیز ما در سال جدید، به ویژه در روزهای اول سال یار این خانوادهها باشند و به طور مناسب، در دیدارها امکان دلگرمی آنان را فراهم آورند.
سالی که بر ما رفت…
سالی که گذشت برای ملت ما سال ویژهای بود. ملت عزیز ما شاهد شور و هیجان وسیعی به خاطر انتخابات بودند و آنچه زیبا بود محبت مردم به یکدیگر و صفوف متحد مردم از همه جناحها بود که دراین سال شاهد بودیم. این انتخابات میتوانست به یک جشنواره بزرگ برای ملت تبدیل و سرآغاز حرکت جدید در تاریخ کشور شود. این حرکت منجر به حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی شد و شما به طور وسیع و بیسابقه در این انتخابات شرکت کردید و عزم خود را برای تغییر، دگرگونی و استقلال کشور و حاکمیت عدالت و آزادی نشان دادید. اما پاسخی که به این حضور داده شد متأسفانه منجر به این شد که در فاصله کوتاهی پس از انتخابات مردم با شعار «رأی من کجاست» و یا «رأی من را پس بده» به خیابانها آمدند. ریشه این مسئله از روز ۲۲خرداد شروع شد. هنوز ساعت ۵ نشده بود که یکی از ستادهای مهم انتخاباتی بنده مورد حمله قرار گرفت و ساعت ۸ شب ستاد مرکزی انتخابات اینجانب نیز مورد حمله قرار گرفت و تا فردا صبح چند بار تیتر روزنامه کلمه سبز با حضور نیروهای امنیتی عوض شد.
پاسخی از سوی حاکمیت که در شان ملت ایران نبود
وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاههای دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.
اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل میشد و مردم باید اقناع میشدند و به مردم توضیح میدادند. اما اینگونه نشد و پاسخها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنیترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور پیدا کردند و آن را به روز تعیینکنندهای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.
مردم چه می خواستند؟
مردم به صورت مسالمتآمیز در حالی که شعارهای ملی و اسلامی میدادند و بدون ایجاد هیچگونه تنش، رأی و نظر خود را اعلام کردند و ما انتظار داشتیم پاسخی درخور این روحیه لطیف ملت داده شود اما اتفاقات بعدی آن را نشان نداد و ما شاهد برخوردهایی از نوع دیگر بودیم که مسئله را دشوار کرد.
در ۲۲ خرداد مردم میخواستند با شرکت در انتخابات آزاد در سرنوشت خود سهیم باشند و آینده را خود شکل بدهند اما اتفاقاتی که بعداً افتاد منجر به بیداری در میان ملت ما شد. ملت اشکالات و انحرافاتی را کشف کردند و مطالبات جدیدی با طیفی وسیع شکل گرفت. این روند از خواستههایی مثل رأی و تعیین تکلیف انتخابات آغاز و به مطالبات دیگر رسید. آنچه جنبش عظیم سبز با تعاملی که بین افراد شکل داد نتیجهگیری کرد که همه مطالبات در تحقق اهداف قانون اساسی و آن هم بدون تنازل باید تجلی یابد و این امر تبدیل به شعار گستردهای شد که اکثریت هم آن را قبول کردند.
نادیده گرفتن بخشی از قانون اساسی بی معنا کردن همه آن است
حقیقت این است که این شعار اهمیت فوقالعادهای برای سرنوشت کشور ما دارد. قانون اساسی یک میثاق ملی است. بدون آن ما وحدت نداریم بلکه هرج و مرج داریم و دورنمای تاریکی داریم. قانون اساسی مجموعهای به هم پیوسته است و باطل کردن یا تضعیف بخشی از آن به مثابه بیمعنا ساختن آن است.
قانون اساسی را باید یکپارچه دید. زمانی که قانون اساسی تدوین شد، حتی آن کسانی که آن عناصر را تدوین میکردند برای آن که انسجام قانون آسیب نبیند، مقدمهای برای آن تهیه کردند که اهمیت آن هم زیاد است. در تمام اینها اصول به یک مجموعه از ارزشها، خواستها و مطالباتی یکپارچه تأکید میشود که نمیتوانند از هم جدایی بگیرند. اکنون هم مردم که مشکلات اجرایی، سیاسی و انتخاباتی و .. را دیدند راه حل را در این میبینند که راه گشودن به آینده درخشان برای ملت بازگشت به قانون اساسی آن هم بدون دخالت دادن سلایق سیاسی است.
عقب نشینی از اجرای بی تنازل قانون ؛ خیانت به ایران و اسلام
مطالبه ای که از آن کوتاه نمی آییم…
اگر اصلی از قانون اساسی ایراد هم دارد باز هم راه اصلاح آن معلوم است و باید با نظر مردم و مطابق سازوکارهای موجود در قانون اساسی اصلاح شود. اینگونه نیست ما بتوانیم حق داشتن رسانههای آزاد و یا آزادیهای مطرح در قانون اساسی، یا انتخابات آزاد، غیرگزینشی و رقابتی، عدم تجسس بر احوال مردم و وارسی نامههای مردم را بنا به مصلحت خود و برخلاف قانون اساسی در کشور جاری کنیم و فکر کنیم میتوانیم یک نظام منظم داشته باشیم و مشکلات را حل نماییم.
سال ۸۹ با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکلگیری این مطالبات بازمیگردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی جناحها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقبگرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا میدانیم. ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمیتوانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.
با همه مشکلات کاش نظام اجرایی کار آمد بود
در کنار این مسئله، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که قبلاً هم بود و امسال تشدید میشود که امیدوارم اینگونه نشود. دورنمای اقتصادی کشور دورنمای روشنی نیست و من از این مسئله خشنود نیستم. دوست میداشتم که علیرغم تمام مسائل و مشکلات یک کارآمدی را در نظام اجرایی برای حل مشکلات میدیدم ولی آن را نمیبینم. پیشبینی رشد اقتصادی در سال ۸۹، رشد بسیار کمی است معنای این روند در کنار کاهش سرمایهگذاری، به معنای بیکاری و فقر وسیع است و انبوه قشرهای مستضعف و لاغر شدن طبقات میانی که پیش روی ما است. از طرف دیگر به دلیل نبود سیاستهای روشن، ماجراجویی و بیتدبیری وضعیت پیرامونی ما، وضعیت خوبی نیست و یک وضعیت تهدیدکننده علیه ما شکل گرفته است. ما بدترین حالت را در سیاست خارجی و روابط بینالملل داریم و به نظر میرسد سایر تحریمها و فشارهای بیشتری را شاهد باشیم.
جنبش سبز دامنه امواج خود را گسترش دهد
در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیتها و استانها بکشاند و در عین حال اصل جاودان تکافل اجتماعی–اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار، اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راههای دیگری که در این ارتباط پیش روی مردم قرار دارد.
ساده تر زندگی کنیم به همنوعان کمک کنیم مشکلات مردم را کم کنیم
زندگیها را سادهتر کنیم و با کم کردن تشریفات بیشتر به فکر مردم باشیم و بتوانیم مقدار زیادی از مشکلاتی که تصور میشود مردم با آن روبرو میشوند را کم کنیم. رسیدگی به خانواده شهدا و آسیبدیدگان و رفت و آمد با آنها، یقیناً هم موجب رضایت حضرت حق خواهد بود و هم باعث میشود نور امیدی بتابد.
راهی که گریزی از آن نیست…
اراده ملت باید تجلی کند بترسید از پشت کردن به خواست مردم
من اعتقاد دارم راه عظمت ملت ما از این مسیر میگذرد و یقیناً ملت امیدوار است که این راه را برود و چارهای نداریم تا این راه را برویم و انشاءالله خداوند ما را به نتیجه قطعی خواهد رساند چرا که ملت خواسته غیرعادی ندارد. یک انتخابات درستی که گزینشی نباشد که عدهای درجه دو انتخاب کنند و عدهای از روی انتخاب آنها، انتخاب کنند درخور شأن ملت ایران نیست. ملت ایران، ملتی بزرگ، پیشرفته و متمدن است و درست نیست مثل یک ملت غیرمتمدن و نادان با آن برخورد شود و برای او تعیین تکلیف کنند. اجازه دهید افکار و اندیشههای ملت و اراده ملی آنان حضور تجلی یابد و یقیناً اسلامی خواهد بود و نتایجی خواهد داشت و ایران پیشرفته و آباد توأم با عدالت و آزادی را برای ما به ارمغان میآورد.نباید بترسیم، باید از پشت کردن به خواستههای ملت هراس داشته باشیم .
کلمه: سید هاشم هدایتی *
مقدمه :در سال ۱۳۸۱ طی مقاله ای با عنوان ” معرفی یک مدل برای تدوین استراتژی جنبش اصلاحات درایران” از رهبران و احزاب با نفوذ جریان اصلاحات درخواست شد اگر می خواهند در یک مقطع زنده به گور نشوند باید برای اصلاحات استراتژی تدوین کنند. اما متاسفانه هرگز برای این مقاله و ده ها مقاله وسخنرانی دیگر دلسوزان ، تره هم خشک نکردند. و سرانجام شد آنچه نباید می شد. به نظر می رسد اگر آینده نگری می شد ، نباید مسیر اصلاحات کج می شد. کما اینکه نباید مسیر سازندگی مورد بی مهری قرار می گرفت. در آن مقاله گفته شد” از همان روزهای پس از دوم خرداد ۷۶ که ملت ایران در یک حرکت خود جوش ملی با حضور و انتخاب ویژه، نقطه عطفی در مسیر انقلاب اسلامی به سوی عدالت و مردم سالاری پدید آوردند، به تدریج در ادبیات سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی جامعه واژگان تازه ای پر رنگ تر از گذشته نمودارشد : مردم سالاری، مردم سالاری دینی، آزادی ،آزادی اندیشه، مطبوعات آزاد به عنوان رکن چهارم دمکراسی، روشنفکری ، روشنفکری دینی و شاید مهمتر از همه اهتمام اندیشمندان برای تعریف مدل دمکراسی ایرانی برخاسته از عنوان ترکیبی “جمهوری اسلامی “فضای گفتگو و حتی مجادله را در جامعه تسخیر نمود. “اصلاحات ” نیز واژه ای بود که طیف نظریات متفاوتی پیرامون آن ارایه شد ، غالب افراد و گروه ها اصلاحات را به اراده ملت برای تغییرات تدریجی در ارکان نظام و روش ها و ابزارهای آن در چارچوب قانون اساسی ،تعریف کردند . اصلاحات آمیخته با یک پیام نرم ، ملایم، مهربان و مسالمت آمیز بود. اگر معادل آن را رفرم بدانیم به نوعی در مقابل انقلاب قرار می گیرد. و حامل این پیام ملی خواهد بود که ملت علاقه مند به اصلاحات در جهت تحقق آرمان های عدالت خواهانه و استقلال طلبانه و آزادی خواهانه انقلاب اسلامی است. جز اراده برخی کشورهای قلدر و یا عناصر بیگانه از فضای داخلی کشور هیچ کس از واژه اصلاحات ، تعبیر نفی نظام جمهوری اسلامی و یا براندازی آن را ادعا ننموده است. بدیهی است چرخ اصلی فرایند اصلاحات نیز روی ریل مردم سالاری و “دموکراسی” می چرخد. یعنی مردم در پی این خواسته مشروع و معقولی هستند که نقش اراده آحاد مردم در اعمال حاکمیت را روز به روز پررنگ تر از دیروز مطرح سازند. حال اینکه قانون اساسی فعلی از ظرفیت لازم برای تحقق کامل دموکراسی و مردم سالاری برخوردار است یا نه بحث دیگری است. سؤال اصلی حول آینده اصلاحات است. در سال هایی که تقابل دو طیف عمده طرفدار و منتقد اصلاحات غلیظ تر شده بود، سخن از اینکه اصلاحات در آینده چه سر نوشتی خواهد داشت ،چه کسی اصلاحات را رهبری می کند ،آیا اصولا اصلاحات نیازمند رهبری هست یا به صورت خودکار عمل می کند، آیا اصلاحات دارای اهداف و استراتژی مشخصی است یا نه بارها به میان آمد. برخی از عناصر و صاحب نظران طیف طرفدار اصلاحات هم بارها از لزوم تدوین استراتژی برای جنبش اصلاحات سخن راندند. البته معدودی نیز تصور تدوین استراتژی و برنامه ریزی برای اصلاحات را موازی با وجود ستادرهبری اصلاحات می دانستند که نوعی انحراف به سوی دولتی شدن آن به ذهن متبادر می شود.
پس از شکلگیری جنبش سبز، عدهی زیادی از افراد متعهد و وفادار به نظم سیاسی موجود، التزام و تعهد خود را نسبت بدان از دست داده اند و برخی حتا دست به نقد صریح آن زده اند (مثل نویسنده و فیلمساز هماکنون دربند محمد نوریزاد و یا حیدرینژاد سفیر سابق ایران در نروژ و بسیاری دیگر از افراد معروف و یا غیرمعروف)؛ برخی مرددند که به جنبش سبز بپیوندند یا فقط راه خود را از راه نظم موجود جدا کنند؛ برخی هنوز در درون این نظم فعال اند اما انگیزهی لازم برای تداوم فعالیت و سرسپاری را ندارند؛ برخی نیز در درون خود کلنجار میروند و کشمکشی را تجربه میکنند که کدام طرف برحق است و انتخاب درست چیست؟!

کلمه-فرید خضرایی:مدت مدیدی است که موضوع نوگروی (conversion) ذهن مرا به خود مشغول کرده است و هر بار رانهای و تکانهای معطوف به نگارش مقاله یا کتابی در باب آن مرا برانگیخته است. اما از آنجا که بیشتر علاقهمندم به موضوعات مبتلابه جامعه بپردازم و آثار و نوشتههایم مدخلیتی اجتماعی داشته باشند، و در نوشتن نیز وسواس دست از سرم برنمیدارد، آن را وانهادهام. در نگارش کتابهای درسی نیز همین مشکلات را دارم و بهرغم اینکه در برخی درسها ضرورت نگارش اثری دلخواه را احساس میکنم و درمییابم، از انجام آن طفره میروم زیرا همیشه پرداختن به موضوعاتی که جامعه درگیری مستقیم و زندهای با آنها دارد، برای من جذابتر است. این روزها نیز تصمیمگیری در باب گفتن یا سکوت کردن، خود همانند تصمیم ابراهیم خلیلالله–آنطور که کییرکگور در “ترس و لرز” به تصویر کشیده است- میماند.
به هر صورت، اکنون که جامعهی ما در یک مرحلهی تاریخی ویژه به سر میبرد و نظام سیاسی مبتلابه این پدیده است، پرداختن به این موضوع مدخلیت اجتماعی تام و تمامی دارد. پس بحثام را در باب نوگروی از جایی آغاز میکنم که بهخوبی مدخلیت اجتماعی آن را آشکار میسازد و نه از جای متعارف و معمول این نوع بحثها که همانا بحث لغوی و مفهومی در باب واژه و تعریف آن است. ترجیحام این است که نخست ذهن مخاطب را به همان میزان که خود درگیرم، با موضوع درگیر سازم و سپس به این نکات و مباحث بپردازم.


مردم حق دارند اعتراض کنند، حق دارند اطمینان داشته باشند که رای آنها موثر است، مردم حق دارند که آزادی مطلوب و معیشت خوب داشته باشند.آیا حالا واقعا این طوری است؟امروز بسیاری از مشکلات اجتماعی،اقتصادی،معیشتی و وضع زندگی ناگوار مردم و آینده نگران کننده کشور پشت وضعیت سیاسی پنهان مانده است.اموری که خود میتوانند منشا بحرانهای بزرگ اجتماعی شودآزادی که ما می گوییم آزادی بیان، آزادی اندیشه و بیان کردن اندیشه و به صحنه آوردن آن اندیشه است و اینکه از مردم خواسته شود در مورد آن اندیشه نظر بدهنددر عنوان جمهوری اسلامی، آزادیخواهی، استقلالطلبی و پیشرفتخواهی نهفته است و امتیاز انقلاب اسلامی هم همین بود که امام در همه بیاناتشان میگفتند اسلام همینها را میخواهد اسلامی که در جمهوری اسلامی آمده، اسلامی نیست که حق مردم را نشناسد؛آزادیهای مردم را به رسمیت نشناسد وعدالت را نخواهد و این اسلام هیچ سنخیتی با اسلام انقلاب اسلامی ندارددفاع از حق مردم،آراء مردم و و دفاع از آزادی مردم یعنی مقابله اساسی با بیگانگانی که میخواهند این مملکت ضعیف باشد و بین حکومت و مردم فاصله بیفتد و کینهها به جای محبت بین مردم باشد و به آن دامن هم می زنندمگرمیشود مردم حاکمیت داشته باشند ولی حکومت برخاسته ازاراده و خرد جمعی نباشد؟ به همین دلیل هم برای ما انتخابات حیاتی و مهم است اگر حساسیت روی آن نشان میدهیم برای این است که انتخابات آزاد و رقابتی و صحیح است که تامین کننده جمهوریت اسلامی نظام ماست و اینکه واقعا همه ارکان حکومت برآمده از اراده آزاد، آگاه مردم باشند یک امر فرعی نیست معتقدم با برانداز هم نمیشود هر رفتاری را کرد؛ما مگر پیرو علی(ع) نیستیم؟ عدهای که نه تنها علی (ع)را قبول نداشتند او را کافر میدانستند؛ نه تنها انتقاد میکردند بلکه فحش و ناسزا میدادند؛امیرالمومنین (ع)اجازه نمیداد با آنها برخورد کنند حتی حقوق آنها را قطع نمیکرد تا وقتی دست به شمشیر بردند.وقتی هم اقدام به جنگ کردند امام علی(ع) همه تلاش خود را کرد که درگیری پیش نیاید ولی وقتی زیر بار منطق نرفتند با آنها برخورد کرد

میرحسین موسوی در گفتگویی با سایت کلمه، بار دیگر نشان داد که ظرفیتهای فراوانی برای هدایت و رهبری جنبش سبز دارد که این ظرفیتها تا قبل از آغاز حوادث پس از انتخابات بری اکثریت زیادی از مردم ناشناخته بود.
وی در این مصاحبه نیز به ظرافت به برخی مشکلات ساختاری فرهنگی موجود درارتباط با روحیه استبدادپرستی ایرانیان اشاره کرده و درعین حال راه چاره را نه صرفاً داشتن قانون خوب که تعریف فرایندها، ساختارها و فرهنگی میداند که هزینه نقض قانون را افزایش دهد.
میرحسین بیش از آنکه فکر میکردیم آگاه به مشکلات ساختاری کشور است. او بر اهمیت عنایت همزمان به آزادی و عدالت واقف است و اصولا ازادی را ذیل عدالت و از ارکان آن تعریف میکند. ازنظراو توجه به باورهای مردم اهمیت داشته و بیهمزمانی ابراز برخی از مواضع جسورانه عقیدتی با حرکت سبز فعلی مورد اشاره اوست (جسورانه در این مقاله فاقد قضاوت ارزشی است).
او به خوبی به عقبگرد کشور در دو دهه گذشته نسبت به سالهای ابتدایی پس از انقلاب اشاره کرده و وضعیت آن سالها را در مقایسه با امروزه نشان داده است. او لزوم وحدت حول یک هدف را یادآور شده و از همه میخواهد اجرای بیتنازل قانون اساسی فعلی را به عنوان کف مطالبات جنبش بپذیرند تا زمینه همکلامی بیش از پیش شود. میرحسین خطر حرکت کور به سوی آیندهای نامعلوم و پنهان شده در تاریکیها راتشخیص داده و مینمایاند.

کلمه: مهندس میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال سایت کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.
به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:
در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟
در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.
بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.
۱۲ بهمن ۱۳۸۸
حیات احزاب و تشکلها در آزادی است/دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی بود/ما میخواهیم رهبری، رهبر همه کشور و همه مردم باشد/بازگشت به روح قانون اساسی و نص صریح آن، جامعه را آرام میکند/قرار دادن حکومت اسلامی در برابر جمهوری اسلامی یک جسارت است/پاسخ اعتراض مدنی و انتقاد فشار و سرکوب ،زندان و احیانا اعدام نیست/انتخابات آزاد، سالم و اطمینان بخش، خواستی برخاسته از متن انقلاب است/مگر جمهوری اسلامی بدون وجود احزاب و تشکلها مردم سالار ممکن است؟/اصلا نه کسی از محتوای نامه خبر دارد و نه اصلا چنین چیزهایی وجود داشته است/بعضیها ولایت دارند که دروغ بگویند فلانی نامه نوشته و در نامه فلان چیز آمده است/گرامیداشت سی و یکمین سالگرد انقلاب متعلق به جناح و بخش خاصی از جامعه نیست/دفاع از آزادی مردم یعنی مقابله اساسی با بیگانگانی که میخواهند این مملکت ضعیف باشد/پائین کشیدن رهبری و انتساب و متعلق کردن ایشان به یک جناح خیانت به انقلاب و اسلام است/با هدف مایوس کردن مردم میگویند چهرههای مورد توجه مردم به آنها پشت کردهاند که چنین نیست/دروغ پردازانی که میخواهند جامعه را به سمت خشونت کور جولان دهند، امروز آزادی مطلق دارند/باید اجازه داد در فضایی آرام و مدنی مردم بیایند تا خواستهای اساسی آنان و گرایش مردم مشخص شود

جنبش اجتماعی امروز ایران از نوع جدید بوده و از یک مرکز خاصی هدایت و رهبری نمی شود که بتوان با شناسایی آن تحت آنچه که از ناحیه برخی افراطیون جناح حاکم سران فتنه گفته می شود بتوان برآن چیره شد. واقعیت حوادث چند ماه اخیر نشان می دهد که جنبش اجتماعی جدید خود دارای قدرت اجتماعی و قدرت جذب شدید داشته وبه موازات مقاومت غیر معقولانه در برابر خواسته های آن متکثر شده و برپیروان آن افزوده می شود. قدرت نرم در تمام بدنه هاوریز بدنه های آن جاری وساری بوده و دارای یک منشأ واحد ومشخصی نیست اگرچه نمادهای مختلفی دارد.لذا واقعیت امر نشان می دهد که جستجو در پی سران، رفتن به دنبال سراب و غفلت از منشأ متکثر اجتماعی آن می باشد.
کلمه:دکتر شهروز ابراهیمی*-سوالی که برای جامعه امروز ایران اعم از اقشار دانشگاهی، روشنفکری، و بسیاری از توده های مردم مطرح می شود این است که سر انجام تحولات امروز ایران به کجا ختم می شود.سرانجام آن آیا انقلاب اجتماعی است یا حل بحران بطور مسالمت آمیز و اصلاحات اساسی.
فرض نگارنده این است که این تحولات را می توان فرصتی بزرگ برای جامعه امروز ایران دانست که در پی آسیب شناسی این جریان می توان با اصلاحات اساسی جامعه را در مسیر شکوفایی انداخت. از طرف دیگر با نادیده گرفتن واقعیت جنبش اجتماعی امروز و عمق آن، بحران رادیکالیزه شده و به مسیری منتهی شود که دلسوزان کشور نمی خواهند بدان مسیر منتهی گردد.
امروز جناح حاکم باید تصمیم سرنوشت سازی بگیرد که کدام راه را انتخاب می کند ؟ سرکوب و در نهایت مسیر رادیکالیزه شده جنبش و انقلاب؟ یا برعکس بازگشت به آغوش مردم و تن دادن به اصلاحات اساسی که نتیجه آن شکوفایی جامعه ایرانی در سیاست داخلی و خارجی است؟
تحولات امروز جامعه ایرانی از نوع تحولاتی است که از تقاضاهای و مطالبات نهفته در طی دهه ها ناشی شده و هر از گاهی به عناوین مختف سر برآورده، از یک جایی سبز شده وامروز نام “جنبش سبز” را به خود گرفته است. در دولت دهم این مطالبات عمق بیشتری گرفته و رویکرد “تقابل جویانه وحذفی” جناح حاکمیت به جای رویکرد “تعاملی وجذب” پس از انتخابات ۲۲ خرداد بردامنه آن افزوده است. عمق و دامنه مطالبات مردم نشان می دهد که جنبش اعتراضی از یک خواستگاه مشروع وخود جوش برخوردار بوده وبدنبال احقاق حقوق فراموش شده خود در یک فضای مردم سالاری بوده و مادامیکه این حقوق برآورد نشود برگستره آن افزوده خواهد شد.
جنبش اجتماعی امروز ایران از نوع جدید بوده و از یک مرکز خاصی هدایت و رهبری نمی شود که بتوان با شناسایی آن تحت آنچه که از ناحیه برخی افراطیون جناح حاکم سران فتنه گفته می شود بتوان برآن چیره شد. واقعیت حوادث چند ماه اخیر نشان می دهد که جنبش اجتماعی جدید خود دارای قدرت اجتماعی و قدرت جذب شدید داشته وبه موازات مقاومت غیر معقولانه در برابر خواسته های آن متکثر شده و برپیروان آن افزوده می شود. قدرت نرم در تمام بدنه هاوریز بدنه های آن جاری وساری بوده و دارای یک منشأ واحد ومشخصی نیست اگرچه نمادهای مختلفی دارد.لذا واقعیت امر نشان می دهد که جستجو در پی سران، رفتن به دنبال سراب و غفلت از منشأ متکثر اجتماعی آن می باشد.

شب گذشته میرحسین موسوی به همراه همسرش، زهرا رهنورد به دیدار محسن صفایی فراهانی رفتند.
به گزارش پارلماننیوز، پیش از این نیز سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی با حضور در منزل این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و از مدیران موفق و خدمتگزار جمهوری اسلامی ایران با وی که بیش از هفت ماه در زندان به سر میبرد و اخیرا برای مرخصی چند روزه با وثیقه سنگین آزاد شده است، دیدار کردند.

میرحسین موسوی که زیبایی رفتار دوگونه اصلاحطلبی سبز و نیز مصلحتبینیهای درون حاکمیتی را در خود بازتاب داده بود ،درنهایت با هزینه بسیار پایین (به نسبت آنچه که جریان افراطی با پرداخت آن علاقمند به حذف صورت مسئله مزبور بود) حاکمیت جمهوری اسلامی را با ضرورت اصلاحطلبی مواجه ساخت، و با تمکین به منافع ملی موجبات تعامل حاکمیت و مردم را فراهم ساخت.
کلمه-وحید زارع:میرحسین موسوی درنهایت با صدور بیانیه هفدهم خود، آب سردی بر شعله فروزان بحران سیاسی جاری در کشور ریخت و با تعیین پنج شرط که به قول وی نیازی به توافقنامه و مذاکره و داد و ستد سیاسی ندارد، و میتواند از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی اجرایی شود، حسن نیت خود را در فیصله دادن به بزرگترین بحران سیاسی بعد از انقلاب که از سایه ویرانگر و طاقتکش جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق به ایران سنگینتر مینمود به اثبات رسانید. جناح افراطی در کشور صدور این بیانیه را دیرهنگام و دارای غش توصیف نمود و همچنان با کوبیدن بر طبل خشونت خواستار محاکمه سران فتنه!؟ گردید.
تمام وزن مهم عملکرد میرحسین موسوی به عنوان همراهیکننده جنبش سبز، رفع ابهام از وجود یک بحران در کشور است، به طوری که در مقدمه بیانیه مزبور وزن تحلیلی این موضوع به شدت احساس میگردد که در کشور بحرانی وجود دارد. در سوی دیگر جنبش سبز که از آن به جریان اقتدارگرای افراطی اسم خواهیم برد، در طی ماههای پس از انتخابات ۲۲ خرداد، با رد وجود هرگونه بحران، جنبش شکلگرفته را پروژه برنامهریزی شده و سازمانیافته از خارج تحلیل نمود، و درنهایت با موصوف ساختن آن به ا نقلاب مخملی، تمام سرمایه نظام را جهت قربانی نمودن جنبش سبز سوق داد. هرچند که به عنوان بخشی از واقعیت، این جنبش در بستری از کارکرد تهییج رسانهای زاییده شد، ولی رویکرد پایه رسانهای سادهسازی شده در ظهور این جنبش تحت تأثیر و اسارت فضای حاصل از انتخابات خود عاملی است که حتی سیاستمداران حرفهای کشور را نیز به خطا انداخته است.
گستردگی این جنبش به گونهای است که به لحاظ متدلوژیک، انگیزهای عینی و ذهنی ظهور آن را باید در دوره طولانیمدتتر مورد بررسی قرا رداد. نگاه صرف رسانهای به این جنبش باعث گردید که جریان اقتدارگر افراطی با سادهسازی تحلیلی آن، و خارجی اعلام کردن منشأ بوجود آمدن آن فقط به سرکوب آن بیندیشند و سرکوب آن را کاملاً ممکن و مقدور بداند. هرچند که دلایل طولانیمدتتر شرایط ذهنی و عینی را مختصراً بررسی خواهیم نمود، ولی با مقدمه ذکر شده در همین جا د ور از واقعیت نخواهد بود اعلام رویکرد تحلیلی پایه رسانهای به این جنبش توسط حاکمیت و درک غیرواقعی سهولت سرکوب آن، خود عامل تعیینکننده صدور زود و یا دیرهنگام بیانیه موسوی در قبول تعامل قانونمند و رسمی با دولت دهم – مقصود حفظ نگاه انتقادی جنبش سبز – میباشد.

بستن فضای جامعه به نوبۀ خود عدم کارایی احکام فقهی را در باور جامعه بویژه نسل جوان و تحصیل کرده تثبیت می نماید؛ اگر کسانی به هر دلیل اهل صدور چنین نظریانی نیستند یا زمینه را برای بحث و گفتگو در بارۀ آن ها فراهم نمی آورند، دست کم دارندگان آن را کافر و مبدع نشمرند و اجازه دهند تا فقه در بستر تحولات اجتماعی رشد کند. به نظر نگارنده از جمله شهامت های علمی حضرت آیه الله صانعی که قابل تقدیر است، اولا طرح نظریات نوینی است که بدان رسیده اند و ثانیا تدوین رساله ها و کتابچه هایی در قالب فقه استدلالی برای این نظریات است.
کلمه-حجت الاسلام و المسلمین رحیم نوبهار*:۱٫ بیانیۀ اخیر منسوب به اعضای جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم و برخی گفته ها و مصاحبه های همسو با آن در هفته های گذشته دارای دو جنبه است: نخست اعلام عدم صلاحیت حضرت آیت الله صانعی دام ظله برای تصدی مقام مرجعیت؛ دوم، بدعت خواندن فتاوی ایشان در بارۀ فرزندخواندگی، سن بلوغ و برخی مسائل دیگر. برخی از اظهار نظرها البته گاه با شیوه های مغایر با اخلاق انسانی و اسلامی هم همراه بود. این در حالی است که سخن گفتن در نقد این بیانیه و مصاحبه های پیرامون آن و مطالب دیگری که در برخی رسانه ها عنوان می شود، با محدودیت های زیادی همراه است. البته برای اذعان به این که ایجاد چنین فضایی خود مخالف با انصاف و آزاداندیشی علمی است، به درجات والایی از انصاف نیاز ندارد.
در خصوص مسألۀ اول در روزهای گذشته شماری از مراجع بزرگوار، علما و تشکل های روحانی اظهارنظر کرده اند و صریحاً یا ضمناً بر خلاف اعلامیۀ منسوب به اعضای جامعۀ محترم مدرسین اظهار نظر کرده اند. ضمن این که بر پایۀ یک سنت دیرپا مقلدان هر مرجعی معمولا با دلایل و حجج شرعی، مرجع تقلید خویش را برمی گزینند و نه با استناد به آرای گروه ها و نهادهایی با رویکرد فکری و سیاسی خاص. البته از جمله اموری که مردم را در این زمینه یاری می کرده است، تشخیص فقهای مبرزی بوده است که چه بسا خود طرف شبهۀ اعلمیت بوده اند و با نام و نشان خود در میان مردم اعتبار داشته اند و نه به اعتبار تعلق به گروه یا نهادی خاص. کسب ارزش و اعتباری بدین پایه هم البته آسان نبوده است و معمولا با سال ها تحمل مرارت و دوری از جریان های قدرت و زهدورزی برای برخی حاصل می شده است.
آنچه این نوشتار به آن می پردازد، جنبۀ دوم قضیه یعنی بدعت آمیز خواندن برخی از فتاوی حضرت آیت الله صانعی دام ظله یا مخالفت آن ها با صریح قرآن مجید و عناوینی از این دست است. این امر گر چه صورت حاشیه ای به خود گرفته، اما از متن بیانیه جامعه مدرسین مهم تر است؛ زیرا افزون بر آن که برخی از این اظهار نظرها خارج از چارچوب انصاف به نظر می رسد، می تواند راه را بر هر اندیشۀ نوین فقهی در حال و آینده ببندد و پیامدهای زیانباری برای جامعۀ علمی کشور اعم از حوزه و دانشگاه داشته باشد. در این نوشتار می کوشم به برخی از فتاوی حضرت آیه الله صانعی که مورد ایراد قرار گرفته است، بپردازم؛ مطالب بیشتر از این منظر پیگیری شده است که برابر موازین رایج آیا می توان آن گونه که در اظهارات برخی آمده است، به این فتاوی انگ مخالفت با صریح قرآن مجید یا بدعت زد؟
|
|
یادداشت علی مزروعی درباره خطرات ساده انگاری جنبش سبز از دید حکومت جامعه پیچیده و تحلیل های ساده
تجربه تاریخ معاصر و عملیاتی، به جنبش سبز این را آموخته که مسیر به سمت خواسته هایش را آهسته اما پیوسته دنبال نماید و این به طرفین منازعه فرصت فکر کردن برای پیداکردن راه حل می دهد اگر در پی راه حلی میانه و کم هزینه و مدنی باشند در غیر اینصورت کف خیابان و اردوکشی خیابانی تعیین کننده حل منازعه خواهد شد که متاسفانه تاریخ معاصر ما پر است از این تجربه سخت و تلخ و پرهزینه! به نظرم رخدادهای عاشورا می تواند نقطه عطفی برای طرفین منازعه باشد و اینکه به راه حلی غیر از کف خیابان بیاندیشند. علامت روی آوری به چنین راه حلی از سوی حاکمیت تغییر فضای کشور از امنیتی و نظامی به سیاسی و اجتماعی با همه لوازم و مقتضیاتش است و اگر این فضا باز شد سران جنبش سبز نیز باید راه مذاکره و مصالحه را باز نمایند. اگر چنین اتفاقی در کشور ما بیافتد بزرگترین گام بسوی آزادی و مردمسالاری است و درعین حال شرایط برد – برد برای حاکمیت و جنبش سبز و برد برای نظام و کشور؛ در غیر اینصورت جنبش سبز آرام نخواهد گرفت و بازهم به خیابان خواهد آمد. در این مقال می خواستم به حاکمیت در شرایط خطیر کنونی هشدار و انذار دهم که برای «جامعه پیچیده» به «تحلیل های ساده» متوسل و متمسک نشود و بدانند که با «من» های فردی و جمعی انسانی سر و کار دارند که هریک حیات و روح مستقل دارند و باید با شناخت این حیات و روح با آن روبرو شوند.
|
|
|
|

آنطور که میشد از مناظرههای انتخاباتی برداشت کرد، رئیس دولت نهم ظاهراً حتی پیش از برگزاری انتخابات خود را برای یک دور دیگر به دست گرفتن قدرت آماده کرده بود. او وعده داد که به شهرستانهایی که در این مدت سفر نکرده سفر خواهد کرد. گفت که مردم آرامش خود را حفظ کنند و ... انتخابات تنها پردۀ آخر سناریویی بود که از سالها پیش برای از میان بردن اصل انتخابات و صندوق رأی رقم خورده بود. سخت میشد باور کرد که محافظه کارانی که با هزار ترفند قدرت را در دست گرفته بودند و در طول چهار سال همۀ تلاش خود را به کار بسته بودند تا آن اندک اصلاحاتی را که در گذشته صورت گرفته بود، به عقب بازگردانند، حاضر شوند به این سادگی قدرت را واگذارند. در روزهای منتهی به انتخابات برخی از خود و دیگران میپرسیدند: یعنی اگر احمدی نژاد ببازد، قدرت را واگذار خواهد کرد؟ پاسخ روشن نبود، اما دلهرهای در دلها بود که روند حوادث نشان داد بیدلیل نبوده است. کمتر کسانی فکر میکردند که انتخابات دهم که میشد سر فصلی برای حل معقول منازعات باشد، به مخدوش شدن صندوق رأی و خود و نهاد انتخابات بینجامد و ماجرا تا این حد دامنهدار شود؛ نه آنهایی که در برخی محافل قدرت خود را برای سرکوب به زعم خود اعتراضات محدود و به تعبیر رئیس دولت نهم «حفظ آرامش» جامعه آماده کرده بودند و نه کسانی که تمام هم خود را به کار بسته بودند تا از طریق صندوق رأی سیاستی دیگر را رقم زنند.
در این یادداشت خواهم کوشید به صورت فرضی به این پرسش پاسخ دهم که چرا به رغم همۀ کوششهایی که محافل قدرت در ماههای گذشته برای «جمع کردن» این جنبش به عمل آوردهاند و با وجود همۀ سرکوبهای صورت گرفته، جنبش سبز و مطالبۀ اصلی آن یعنی احیای انتخابات و صندوق رأی به مثابه مهمترین نهاد برای حل و فصل منازعات پابرجا خواهد بود و تا زمانی که کوششی برای زنده کردن این نهاد به عنوان ستون مشروعیت بخش هر نوع حاکمیتی به عمل نیاید، ترفندهای خدعه آمیز و قهر آمیز برای موجه جلوه دادن حاکمان و روند حکومتگری چارهای برای مشروعیت از دست رفته نخواهد بود. بر همین منوال فرضیۀ این نوشته این است که احیای نهاد انتخابات همچنانکه در بیانیههای رهبران بیان شده است، اصلیترین مطالبۀ جنبش سبز است و از این رو کلیۀ مطالباتی که از جانب گروههای سیاسی مختلف در غالب بیانیهها به زبان میآید، تنها تا آنجایی محل اعتبار خواهد بود که بر حول این مطالبۀ اصلی شکل بگیرد. لذا هر مطالبۀ دیگری فراتر از احیای انتخابات را باید بر اساس منطق زیر در زمینهای دیگر و در سیاستی دیگر که برای آن مظروف طراحی شده باشد، جستجو کرد.

شبکه راه سبز:" با هم برای آزادی قَد علم کنیم با یقین به روزی که آزاد خواهیم شد..."
این عبارت از دکتر مارتین لوترکینگ رهبر جنبش مدنی ایالات متحده و یکی از رهبران پرنفوذ جنبش حقوق مدنی جهان بود که آنرا حدود ۴۷ سال پیش در سخنرانی معروف «رویائی دارم» ایراد کرد و بدلیل پیگیری مبارزات منفی و غیرخشونت آمیز، نامش در تاریخ مبارزات مدنی جاودانه شد .
با اینکه روز ۱۵ ژانویه سالروز تولد این رهبر مقاومت مدنی می باشد، اما سومین دوشنبه از ژانویه هر سال در ایالات متحده «روز مارتین لوترکینگ» نامیده میشود و تعطیل رسمی است.
مارتین لوترکینگ جونیور متولد ۱۹۲۹، کشیش باپتیست مبارزی بود که بارها در راه مقاومت مدنی و گرفتن حقوق رنگین پوستان به زندان افتاد. او بدلیل آنکه در تمام طول مبارزات خویش، راهکار غیرخشونت آمیز را مانند مهاتما گاندی –رهبر انقلاب هند- پیشه خود ساخته و دیگران را به پایداری در مبارزه تشویق می کرد، اکنون بعنوان یکی از رهبران جنبش جهانی در راه آزادی و عدالت شناخته می شود. راهی که نلسون ماندلا آن را "راه دشوار آزادی" نام نهاده است.
درس های جنبش مبارزه مدنی از یکشنبه های خونین
در سال ۱۹۵۴ مارتین لوترکینگ به عنوان واعظ کلیسایى کوچک در شهر مونتگمرى آمریکا مشغول به کار شد و همزمان به صف فعالان مبارزه برای حقوق مدنى سیاهپوستان پیوست. درجامعه ای که یک سیاهپوست حتی اجازه نشستن بر روی صندلی اتوبوس را نداشت. آغاز مبارزات کینگ جوان، با بازداشت رزا پارکس -زن سیاهپوستی که با بلند نشدن از روی صندلی یک اتوبوس عمومی برای یک سفیدپوست دستگیر و زندانی شد- جرقه خورد. این اتفاق در اوایل دسامبر ۱۹۵۵ اتفاق افتاد و کینگ رهبرى اولین و بزرگترین اعتصاب غیرخشونت آمیز را که تحریم اتوبوسرانى بود برعهده گرفت که ۳۸۲ روز به طول انجامید. این مبارزه نهایتا به صدور بیانیه اى از سوى دادگاه عالى کشور در پذیرش اولین خواسته جنبش منجر شد. طى اعتصابات بعدی، کینگ و یارانش هم دستگیر شدند و هم مورد تهدید قرار گرفتند. در خلال ۱۱ سال حضور کینگ در جبهه مقاومت مدنی، او میلیونها کیلومتر سفر کرد و بیش از ۲۵۰۰ سخنرانى ایراد نمود و اعتصاباتى بزرگ مانند «اعتصاب در بیرمنگام آمریکا» را راه اندازی کرد.
او بیش از ۲۰ بار نیز دستگیر و زندانى شد. در جریان یکی از راهپیمایی های هواداران جنبش (مارس ۱۹۶۵)، خشونت نیروهای انتظامی علیه تظاهرکنندگان سبب توقف حرکت آنان شد و آن روز یکشنبه خونین نام گرفت که نقطه عطفی برای جلب حمایت عمومی مردم از جنبش حقوق شهروندی شد. جنبشی که براساس راهبرد (استراتژی) مبارزات بدون خشونت شکل گرفته بود. پخش تصاویر خشونت پلیس در یکشنبه خونین، همدردی عمومی با جنبش را شدیدا برانگیخت؛ اما جنبش راه خود را بر اساس استراتژی گاندی و مسیر غیرخشونت آمیز ادامه داد. کینگ حتی به راهپیمایان خیابانیِ جنبش تذکراتی در جهت رعایت عدم خشونت داده و توصیه کرده بود؛ "هم مواظب جاده و پیاده رو و مرز بین آنها باشند و از کنار حرکت کنند و هم آهسته، در سکوت و صلح جویانه حرکت نمایند، با امید به پیش." کینگ مانند دیگر رهبران جنبش های مدنی، سخنان خود را روی نیاز شدید جامعه به ایجاد تغییرات بنیادین در زندگی سیاسی و اقتصادی متمرکز کرده بود.

چند روزی از انتخابات گذشته بود. مهندس را اندیشناک دیدم. پرسیدم، گفت: “هرگاه حقیقت غیر آن باشد که می دانیم، فورا به مردم اعلام خواهم کرد و باکی از آبروی خود ندارم. حتی اگر می دانستم که مسئولان امر تا این اندازه و با این میزان هزینه، به کاندیدای دیگر علاقه دارند، فکر دیگری می کردم”. می گفت: “اگر به راهپیمایی می رفتم برای آن بود که در کنار مردمی باشم که تقاضایی جز مطالبه ی مسالمت آمیز حق خود ندارند. بیم دارم که بر آنان بسیار سخت بگیرند. نمی توانم اینجا بنشینم و آنان را تنها رها کنم. شاید حضور ما تندخویان را به ملاحظه وادار کند”.
کلمه: ابوالفضل فاتح رئیس کمیته رسانه و تبلیغات ستاد انتخاباتی موسوی در انتخابات دوره دهم در یادداشتی با اشاره به بازداشت های بعد از عاشورا و دستگیری حلقه اول یاران مهندس میرحسین موسوی نوشته است:شاید بسیاری از مردم حلقه ی نخست مهندس را نشناسند. باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی ، فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند.
به گزارش «کلمه»، او سپس با بررسی اوضاع کشور بعد از انتخابات دیدگاه خود را درباره بیانیه هفدهم مهندس موسوی نوشته است.
متن کامل این یادداشت که در اختیارسایت کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
برای تاریخ
آنگاه که نادرشاه بر سریر قدرت نشست، در تصورش نمی گنجید که روزی کار به جایی خواهد رسید که دستور خواهد داد تا چشمان فرزندش را از حدقه بیرون آورند. روزی که امیر کبیر به صدر اعظمی برگزیده شد، در مخیله ناصر الدین شاه نبود که به دستور او امیر را به قتل خواهند رساند. تاریخ ما پر است از صحنه های حیرت انگیزی که سعایت پیشگان و تملق پیشگان دربار پدید آورده اند. و این منحصر به دربار نبوده که گاه گریبان حلقه های روشنفکران و بیوت علما را نیز گرفته است. کسانی بوده اند که سعایت این و آن را نزد مراجع و علما برده تا شاید رقیبی را از میدان به در برده یا آتش کین و حسدی را فرو نشانند. اما هنر تاریخ آن است که وقتی از رخدادها فاصله گرفته و غبارها فرو می نشیند، حقایق را برملا خواهد کرد.
اگر مردم دوران امیر کبیر برای مدتی به دلیل تبلیغات حکومت تصور می کردند که امیر به مرگ طبیعی از دنیا رفته،امروز احدی نیست که نداند حقیقت چه بوده است و شرم نثار چه کسانی است. اگر با امیر چنان شد، اگر با میرزای جنگلی، اسد آبادی، فضل الله، مدرس، مصدق و کاشانی و نواب و شریعتی چنان رفت، همه و همه از سوی جریانات و کسانی بود که ملت ما علیه آنان انقلاب کرد. افسوس بزرگ آنگاه خواهد بود که در نظام جمهوری اسلامی با بزرگان و عزیزان چنان رود که سنت پیشینیان بوده است.
شاید بسیاری از مردم حلقه ی نخست مهندس را نشناسند. باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی و فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند. همراهی آنان با میرحسین نه به ایام انتخابات که به سالهای دوری بر می گردد که هیچکدام بازگشت مهندس به عرصه ی انتخابات را چندان محتمل نمی دانستند.

بسم الله الرحمن الرحیم
واصبرفان الله لایضیع اجرالمحسنین
هود/115
"درمقابل مصائب شکیبایی بورزیدکه خداوندهرگزپاداش نیکوکاران راضایع نگذارد."
بیش از 220 روز است که کشور و مردم حق طلب ایران گرفتار التهابات ناشی ازعدم پاسخگویی دولتمردان به اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی شان در پی اعلام نتایج انتخابات22خرداد 138شده اند.دراین میانه مدیران وچهره های اصیل،کارآمدوخوشنام نظام جمهوری اسلامی ایران هم چون مرتضی حاجی وزیرآموزش وپرورش دولت اصلاحات وسیدحسن رسولی استاندارتواناودلسوز استان خراسان بزرگ وقائم مقام مدیرعامل بنیادباران ایران به زندان رفته اند.باکمال شگفتی وتاسف،امانتداران وصاحب منصبان نظام به جای استفاده ازانرژی،تجربه و تفکرآنان برای برون رفت کشورازاقتصادآشفته،رکودتورمی،بیکاری مزمن وآینده مبهم جوانان که بی تردیدمحصول سیاست های غلط،ماجراجویانه وناکارآمدکابینه آقای احمدی نژادمی باشد،نظاره گرمحبوس شدن عزیزان مردم واذیت وآزارجوانان ودانشجویان شده اند و به جای گوش سپردن به مطالبات وخواسته های قانونی،برحق ومشروع ملت ونصایح خیرخواهانه دلسوزان امتحان پس داده ای چون سیدمحمدخاتمی،میرحسین موسوی،مهدی کروبی وهاشمی رفسنجانی راه رابرای پیچیده ترشدن اوضاع کشور بر روی افراط گرایان فراقانون،عوامل خودسر بی اعتنابه قانون،مسدودکنندگان کانال های اطلاع رسانی به مردم و دایگان مهربان ترازمادر باز نموده اند.
ماصمیمانه ازمسئولان عالیرتبه نظام ورئیس محترم دستگاه قضایی درخواست می نمائیم،متعهدانه و بانگاه به آینده، تمهیدات بازگشت مجریان امر به راه عدالت واحقاق حق مظلومان را آماده نموده ودستور آزادی بی گناهان دربند ازجمله آقای سیدحسن رسولی این چهره خدوم و معتدل راصادرنمایند،تاشایدبستر رشد و شکوفایی کشور از طریق پذیرش اجرای بی کم و کاست قانون اساسی،تضمین انتخابات سالم و آزاد و رعایت اصل27قانون اساسی مبنی بر آزادی اجتماعات فراهم آمده و اجازه داده نشود بیش ازاین باسرمایه های انقلاب ونظام و امیدبه زندگی جوانان بازی شود و باعنایت خداوند و درسایه خردورزی،آرامش وآسایش به سرزمین پاک نهادان وخانواده هایی که نگران سرنوشت دختران و پسران جوانشان درمحبوس خانه ها می باشندبرگردد.انشاالله
بنیادباران استان خراسان رضوی
انجمن مدیران وفرمانداران اصلاحات خراسان رضوی
جمعی ازکارشناسان وکارکنان استانداری خراسان رضوی
شورای هماهنگی گروه هاواحزاب اصلاح طلب استان خراسان رضوی
١٣٨٨/١٠/٢٧مشهدمقدس

این موسوی نبود که تاریخ صدور بیانیه خود را باید تعیین مینمود، این حاکمیت بود که با القاء تحلیل سطحی وجه رسانهای در بوجود آمدن جنبش و بستن چشم خود به عمق و دلایل آشکار و پنهان ظهور آن که متأثر از انسداد کامل سیاسی در پس نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود، ریسک رادیکال شدن آن را پذیرفت.میرحسین موسوی که زیبایی رفتار دوگونه اصلاحطلبی سبز و نیز مصلحتبینیهای درون حاکمیتی را در خود بازتاب داده بود ،درنهایت با هزینه بسیار پایین (به نسبت آنچه که جریان افراطی با پرداخت آن علاقمند به حذف صورت مسئله مزبور بود) حاکمیت جمهوری اسلامی را با ضرورت اصلاحطلبی مواجه ساخت، و با تمکین به منافع ملی موجبات تعامل حاکمیت و مردم را فراهم ساخت.

کلمه-وحید زارع:میرحسین موسوی درنهایت با صدور بیانیه هفدهم خود، آب سردی بر شعله فروزان بحران سیاسی جاری در کشور ریخت و با تعیین پنج شرط که به قول وی نیازی به توافقنامه و مذاکره و داد و ستد سیاسی ندارد، و میتواند از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی اجرایی شود، حسن نیت خود را در فیصله دادن به بزرگترین بحران سیاسی بعد از انقلاب که از سایه ویرانگر و طاقتکش جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق به ایران سنگینتر مینمود به اثبات رسانید. جناح افراطی در کشور صدور این بیانیه را دیرهنگام و دارای غش توصیف نمود و همچنان با کوبیدن بر طبل خشونت خواستار محاکمه سران فتنه!؟ گردید.
تمام وزن مهم عملکرد میرحسین موسوی به عنوان همراهیکننده جنبش سبز، رفع ابهام از وجود یک بحران در کشور است، به طوری که در مقدمه بیانیه مزبور وزن تحلیلی این موضوع به شدت احساس میگردد که در کشور بحرانی وجود دارد. در سوی دیگر جنبش سبز که از آن به جریان اقتدارگرای افراطی اسم خواهیم برد، در طی ماههای پس از انتخابات ۲۲ خرداد، با رد وجود هرگونه بحران، جنبش شکلگرفته را پروژه برنامهریزی شده و سازمانیافته از خارج تحلیل نمود، و درنهایت با موصوف ساختن آن به ا نقلاب مخملی، تمام سرمایه نظام را جهت قربانی نمودن جنبش سبز سوق داد. هرچند که به عنوان بخشی از واقعیت، این جنبش در بستری از کارکرد تهییج رسانهای زاییده شد، ولی رویکرد پایه رسانهای سادهسازی شده در ظهور این جنبش تحت تأثیر و اسارت فضای حاصل از انتخابات خود عاملی است که حتی سیاستمداران حرفهای کشور را نیز به خطا انداخته است.
منظور ما از امنیت، امنیت پادگانی نیست
اکنون رساندن حرف هایمان به مردم دشوار و پرهزینه شده است/مایه تأسف عمیق است که جمعی که در اینجا حاضرند با وجود آنکه از نیروهای دلسوز کشور و سرمایههای جوان و نخبگان ایران هستند و علیرغم پایبندیشان به قانون و اخلاق سیاسی به جمع زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی پیوستهاند/عدهای در تریبونهای رسمی، سیاه را سفید و سفید را سیاه نشان میدهند و از منبرها به افراد تهمت میزنند و دروغ میگویند/در نسبت با حاکمیت و حکومت باید دید که در مقابل قدرت، مسئولیت وجود دارد یا خیر و تحمل مردم از یکدیگر و حکومت و بر عکس تا چه اندازه ای است چراکه بیتحملی در یک جامعه نشانه استبداد است
کلمه: رییس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«باید هر راهی را برای حفظ اصول، حقوق و آزادیهای مردم طی کرد و از بحرانیتر شدن اوضاع جلوگیری کرد.»
به گزارش کلمه حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمّد خاتمی، وی در دیدار با ۵۰ تن از بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی پس از انتخابات گفت:« بسیار علاقهمند بودم تا تعدادی دیگر از عزیزان نیز در این جمع حاضر بودند اما متاسفانه هنوز بسیاری از دوستان ما و چهرهها و نیروها و سرمایههای انسانی ارزشمند کشور از هر طیف و قشری در زندان هستند و گروهی دیگر از آزادشدگان هم به دلیل هزینههای جانبی حوادث اخیر نتوانستهاند در این جمع حضور داشته باشند.»
وی افزود:«مایه تأسف عمیق است که جمعی که در اینجا حاضرند با وجود آنکه از نیروهای دلسوز کشور و سرمایههای جوان و نخبگان ایران هستند و علیرغم پایبندیشان به قانون و اخلاق سیاسی به جمع زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی پیوستهاند. »
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«متأسفیم که شاهددستگیری و گرفتاری چهرههای برجستهای هستیم که از علاقمندان به انقلاب هستند. تصور بر این بود که پس از اتفاقات ماههای اخیر، شاهدحاکمیت نوعی عقلانیت و امنیت و آرامش نسبی در کشور و جامعه باشیم و به مطالبات و حقوق مردم توجه شود اما در روزهای اخیر به جای تعادل و آرامش، شاهد هجمههای سنگین و موج جدید فشارها و دستگیریها هستیم.»
خاتمی در ادامه با اشاره به رخدادهای ماههای اخیر تاکید کرد:«امیدوار بودیم با گذشت زمان و روشن شدن وارد نبودن اتهامات وارده، بسیاری از زندانیهایمان آزاد شوند؛ خصوصا که با فرونشستن هیاهوی اولیه پیرامون دستگیریها و عدم اثبات بسیاری از ادعاهای مطرح شده که البته از روز نخست هم مشخص بود فرضیات باطلی هستند؛ امید میرفت این امر تحقق پیدا کند و امنیت و آرامش به جامعه بازگردانده شود؛ البته منظور ما از امنیت، امنیت پادگانی نیست.»

برای اداره امور نیاز به رضایت و اعتماد مردم داریم و این خواست اسلام است و همه باید در این مسیر حرکت کنیم.رجوع به اندیشههای اسلامی و سخن قرآن و همچنین سیره پیامبر(ص) میتواند اهمیت اندیشه و عمل اعتدالی را مشخص کند.افراط و تفریط مهمترین مشکل کشور است و دلسوزان اسلام، انقلاب و نظام باید برای آن چارهاندیشی کنند.
کلمه:رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعتدال و سعهصدر در همه امور را اصلیترین نیاز کشور در شرایط فعلی عنوان و تاکید کرد: افراط و تفریط مهمترین مشکل کشور است و دلسوزان اسلام، انقلاب و نظام باید برای آن چارهاندیشی کنند.
به گزارش ایسنا آیتالله هاشمی رفسنجانی صبح روز سهشنبه در دیدار جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها اقتصاد، سیاست در بعد داخلی و خارجی و فرهنگ را نیازمند تفکر اعتدالی عنوان کرد و گفت: رجوع به اندیشههای اسلامی و سخن قرآن و همچنین سیره پیامبر(ص) میتواند اهمیت اندیشه و عمل اعتدالی را مشخص کند.
وی حل مسائل موجود کشور و ایجاد آرامش را با ادامه حرکات افراطی از افراطیهای دو طرف و عدم مراعات قانون و هتاکیها میسر ندانست و تاکید کرد: برای اداره امور نیاز به رضایت و اعتماد مردم داریم و این خواست اسلام است و همه باید در این مسیر حرکت کنیم.
وی در پاسخ به پرسش حاضران درباره شیوه حل مسائل فعلی تاکید کرد: رجوع به سخنان اخیر مقام معظم رهبری در حاکمیت قانون و پرهیز از اعمال خودسرانه و همچنین کمک به ایشان توسط همه نیروهای سیاسی و اصیل انقلاب که به اسلام، نظام و قانون پایبند هستند، میتواند حل موضوع را به همراه داشته باشد و اقدامات نظیر انجام مناظرات مستدل و اظهارات رسانهای به جای برخوردهای خیابانی میتواند این مسیر را هموار کند.
در ابتدای این دیدار علیمحمد حاضری، حجتالاسلام و المسلمین رهامی، جعفر توفیقی، نجفقلی حبیبی، ظریفیان، درویش، افتخاری و حسینی به اختصار درباره شرایط فعلی کشور و ضرورت اتخاذ راهحل برای آن مطالبی را بیان کردند.
ایفای نقش پررنگ توسط نسل اول انقلاب در حل مشکلات کشور، احساس نگرانی از روندهای موجود در حل بحران، لزوم احترام به جایگاه مرجعیت، توجه به خواستههای اصلی مردم، توجه به نخبگان جامعه، توجه به عنصر زمان در ارائه راهحلها، لزوم استقلال فکری و عملی دانشگاهها، چارهاندیشی در خصوص موج مهاجرت مغزها، توجه به قانون اساسی توسط مجریان مهمترین موضوعاتی بود که در مطالب سخنرانان بر آن تاکید شد.